سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

57

قواعد السلاطين ( فارسى )

نظم دادگرى شرطِ جهاندارى است * دولت باقى ز كَرَم‌دارى است مملكت از عدل شود پايدار * كارِ تو از عدلِ تو گيرد قرار هركه درين خانه بسى داد كرد * خانهء فرداى خود آباد كرد و حضرت سيّد كاينات - عليه و آله ألف الصلاة - افتخار مىفرمود كه : در عصر سلطان عادل به عرصهء عالم كونى رسيده‌ام . « 1 » احدى از علما ، در نزد خليفه حديث انوشيروان مىنمود . تقرير مىكرد كه اشخاص « 2 » سلاطين عادل در قبر ، متفرّق نمىشوند و اجزاى ايشان از هم پاشيده نمىگردند . خليفه به تقرير آورد كه : مرا در صدق حديث نبوى شايبه و شكّى نيست ، امّا داعيهء مشاهدهء نوشيروان دارم . متوجّه مداين گرديد . چون به مداين رسيد ، حكم نمود كه دخمهء نوشيروان را بگشادند . مشاهده نمود كه تازه در خاك خفته ، چون كسى كه در خواب رفته باشد و سه انگشترين در دستش كه به هريك پندى ثبت شده : اوّل آن‌كه مدارا با دوست و دشمن‌نما ؛ دوم آن‌كه بىمشاورت عقلا در كارى شروع منماى ؛ سيم آن‌كه رعايت رعيّت از دست مده . و راويان اخبار به حيطهء نقل آورده‌اند كه : لوحى از زر بر سرش آويخته و بر آن نقش شده كه هركس كه خواهد حقّ تعالى ملكش را بزرگ گرداند ، بايد كه علماى زمان خود را بزرگ گرداند ؛ و هركه اراده داشته باشد كه ملكش بسيار شود ، صفت عدل خود را بسيار سازد . پس ، خليفه حكم به نوشتن آن پندها فرموده ، آن خاك را معطّر گردانيد .

--> ( 1 ) . اشاره به « ولدت فى زمن الملك العادل » كه به عنوان حديث نبوى نقل شده است . ر . ك : كشف الغمّة ، ج 1 ، ص 14 ، بحار الأنوار ، ج 15 ، صص 250 ، 254 ، 275 . ( 2 ) . اشخاص : اجساد .